السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
740
تعليقات نقض ( فارسى )
ننوشته است رجوع شود بديوان مزبور ( ص 220 - 247 ) . و اينكه گفته ( ص 221 ؛ س 3 - 4 ) : « و عميد بركهء رازى و عميد بو الوفاء و نور الدولهء رازى » بشرح حال هيچيك موفّق نشدم . امّا اينكه گفته ( ص 221 ؛ س 4 - 5 ) : « و صفي الدين أبو المحاسن الهمدانى كه مشهد عبد اللّه بن موسى فرموده است باوجان » . استاد فقيد اقبال آشتيانى ( ره ) در كتاب « وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى » ضمن ترجمهء « نصير الدين ابو المحاسن سعد الملك سعد بن محمّد آبى » گفته ( ص 156 ) : « سلطان محمّد پس از شنيدن خبر مرگ برادر از آذربايجان عازم بغداد شد و در جمعه هشت روز مانده از جمادى الاولى سال 498 ببغداد رسيد و در اين تاريخ امير اياز سپهسالار بر كيارق با جمعى ديگر از امراى بر كيارقى در بغداد ملكشاه بن بركيارق را بسلطنت برداشته و بعزم جنگ با سلطان محمّد مهيّا شده بودند ليكن وزير امير اياز يعنى ابو المحاسن صفى همدانى او را به صلح با سلطان نصيحت كرد و اياز مصلحتانديشى وزير خود را پذيرفته او را بطلب صلح پيش سعد الملك آبى وزير سلطان محمّد فرستاد سلطان نيز بتوسّط وزير خود امراى ياغى را امان داد و سعد الملك شخصا بملاقات اياز رفت و او را بتدبير بحضور سلطان آورد و سلطان جميع ياغيان را بخشود ليكن كمى بعد يعنى در سيزدهم جمادى الآخرهء 498 ببهانهاى اياز را كشت و ابو المحاسن صفى همدانى نيز در رمضان همين سال كشته شد » . امّا « مشهد عبد اللّه بن موسى » ؛ مستوفى در تاريخ گزيده در فصل سوم از باب سوم كه براى ذكر ائمّهء معصومين عليهم السلام منعقد ساخته است ضمن ذكر اسامى پسران حضرت موسى كاظم عليه السلام گفته ( ص 204 انتشارات امير كبير باهتمام دكتر عبد الحسين نوائى ) : « عبد اللّه كه بمشهد اوجان آوه مدفون است » . امّا « شرف الدين نوشروان بن خالد وزير حضرت خلافت » ترجمهء او در همين تعليقه بتفصيل گذشت ( ) .